با زبان شعر تو را میخوانم!...بیا مفسر من باش غریبه... - تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 19:01
تصویری از خیال و تجسّمآهنگ وزنهای سماعیرطلت قصیدههای مرتّبتقدیسِ شطحِ بنده خدائیبعد از نوالههای جدائیقبل از ترانههای سمائیبسطی درون قبض اثیریتا از حجاب نفس در آئیشوریدگی حدیث دمادمدیوانگی سرور تو از غمكوهی دچار زنبق وحشیحرف از بكارتیست كه آدم...حلّاج بین خلق فدائیسر را به آستانِ كه سائی؟فریادی از بل...
خسته ام از قصه های شومتان...خسته از همدردی مسمومتان!! - تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 19:01
سلام اصلا هیچ وقت برام مهم نبود که چه کسی در مورد دل نوشته هام چجوری فکر میکنه!!برای همین هرکی هرچی توی کامنت ها یا همون نظرات میگفت برام مهم نبود...!البته یه مدت از بس اینجا شماره میذاشتن دیگه نظرات هر پست رو میبستم تا اینکه راحت شدم! همه ی این ها به کنار و منم اصلا دلم نمیخواد درموردش صحبت کنم.......
اسمشو زمزمه کردم...این تمام شورشم بود! - تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 19:01
سوز سرما وقتی چنگ می اندازد بر بدن برهنه ی کویر...وقتی باران غریبه ی این صحرای خشک میشود... وقتی شیشه ی پنجره از سکوت اتاقم ترک بر میدارد تا بشکند وجودش وجود غول سکوت را... وقتی هنوز یادت گاهی فکرم را همچون نسیم نوازش میدهد...وقتی که برای همیشه خاطره میشوی... من باز هم قلم دست گرفته ام تا برایت بنوی...

برچسب‌های مرتبط

هرکسی نگام کنه عشقتو میبینه | اموزش زبان با شعر | زیارت عاشورا با زبان شعر | شعر با زبان انگلیسی | شعر با زبان شیرازی | دعا با زبان شعر | یادگیری زبان با شعر | شعر با زبان کردی | شعر با زبان عربی | شعر با زبان ترکی